ششمین شب‌شنبه‌ با عنوان «موسیقی برای صلح» برگزار می‌شود

[ad_1]

با آغاز به کار چهارمین دوره از این پروژه تجربی

ششمین شب‌شنبه‌ با عنوان «موسیقی برای صلح» برگزار می‌شود

موسیقی ما – پروژه شب‌شنبه‌ها که به تازگی وارد چهارمین دور فعالیت‌های خود شده است، قرار است روز شنبه، 7 مرداد ماه با گروه «پیلدم» تجربه متفاوتی را در موسیقی و پرفورمنس، برای مخاطبان این ژانر خاص از موسیقی رقم بزند.
 
در ششمین تجربه از دور تازه شب‌شنبه‌ها، گروه پیلدم با عنوان «موسیقی برای صلح» روی صحنه می‌رود که ژوبین عسگریه (دیجیریدو و ادوات پرکاشن)، شادرخ گلچین‌معانی (دیجیریدو و آوا)، میثم امینی (پرکاشن و اره)، ریما حسن‌زاده (بیس گیتار)، علیرضا چرم‌چی (گیتار)، پوربه ترک‌زاده (هنگ‌درام و آوا)، سحر میرهاشمی (قانون)، سیاوش الهی‌نیا (رباب و دف)، علی بختیاری (درامز و تمبک)، رضا بوروغنی (سماع)، ماهیار چرم‌چی (نقاشی) و مهدی رحیمی (سرپرست حرکات فرم) اعضای این گروه خواهد بود.
 
شب‌شنبه‌ها تاکنون سه دوره خود را پشت سر گذاشته و از 24 تیرماه، وارد چهارمین دور فعالیت‌های خود شده است. ذات این برنامه، تجربی است و در برخی اجراها وجه پرفورمنس قوی‌تر است و فارغ از موسیقی به چشم می‌آید اما در برخی اجراها، نفس موسیقی به خودی خود، بکر است و نیازی به پرفورمنس در آن حس نمی‌شود. البته که شب‌شنبه‌ها هم مثل هر برنامه دیگری، بالا و پایین داشته و در نتیجه گاهی تجربی‌تر و گاهی هم کمتر این فرم را در ذات خود داشته است. اما سال گذشته در برخی از اجراهای خود از این هدف کمی فاصله گرفت و به سمت اجرای کنسرت‌های افراد شناخته شده‌ای رفت که می‌توان گفت تفاوت زیادی با اجراهای مستقل آنها نداشت. حالا طراحان این پروژه، در دور جدید فعالیت‌هایشان بار دیگر به سمت هدف اولیه خود که گفت‌وگو میان رشته‌های مختلف هنری از طریق اجرای کنسرت، تئاتر، ویدئوآرت، چیدمان و شکستن قالب‌های مرسوم و نوآوری بود در حال حرکت هستند.
 
در این برنامه‌ها رضا دادویی به عنوان طراح و مدیر پروژه، سیامک قطاعی (مسئول امور اجرایی)، امیر خرازی (مسئول هماهنگی و برنامه‌ریز) و مونا حمزه (طراح پوستر و بروشور) حضور دارند. علاقه‌مندان برای تهیه بلیت این کنسرت که روز شنبه ٧ مرداد ساعت ٢٢ در تئاتر مستقل تهران برگزار می‌شود، می‌توانند به سایت تيوال مراجعه کنند.

[ad_2]

لینک منبع

بلیت‌های کنسرت «پازل بند» تمام شد

[ad_1]

یک هفته پیش از اجرای 6 مرداد در تهران

موسیقی‌ما – یک هفته پیش از برگزاری دومین کنسرت رسمی «پازل بند» در  تهران، تمام بلیت‌های این کنسرت به فروش رسید.
 
به گزارش موسیقی ما، «پازل بند» پس از اجرای دهم دی ماه سال گذشته که نخستین کنسرت رسمی این گروه محسوب می‌شد، 6 مرداد در تهران برای دومین بار روی صحنه خواهد رفت.
 
برگزارکنندگان این کنسرت از برنامه‌ریزی برای اتفاقات نمایشی در این اجرا خبر داده‌اند تا همچون کنسرت قبلی این گروه که با جلوه‌های خاص بصری برگزار شد، این بار هم منتظر اتفاقاتی جالب در این اجرا باشیم.
 
گفته می‌شود با توجه به استقبال مخاطبین پازل بند از آثار مشترک این گروه با «حمید هیراد»، این خواننده نیز به عنوان خواننده میهمان در کنسرت پازل روی صحنه خواهد آمد. این کنسرت به همت موسسه «آوازی نو» و به تهیه کنندگی «حسن اردستانی» برگزار خواهد شد و «محمد ناصری» نیز مدیر اجرایی «پازل بند» است.
 
علی رهبری و آرین بهاری اعضای «پازل بند» را تشکیل می‌دهند و آلبوم «قایق کاغذی» از این گروه سال گذشته روانه بازار موسیقی کشور شده بود.
 

[ad_2]

لینک منبع

اولین کارگاه ترانه باغ کتاب تهران برگزار می‌شود

[ad_1]

با مدیریت «علی ایلیا» و حضور چهره‌های سرشناس موسیقی

اولین کارگاه ترانه باغ کتاب تهران برگزار می‌شود

موسیقی ما – نخستین دوره کارگاه ترانه باغ کتاب تهران با آموزش مستقیم «علی ایلیا» و حضور چهره‌های مطرح موسیقی پاپ در عرصه‌های خوانندگی، ترانه‌سرایی و آهنگسازی، به زودی برگزار می‌شود.
 
به گزارش «موسیقی ما»، این کارگاه به صورت تخصصی و کاربردی به مقوله ترانه خواهد پرداخت و حمید عسکری، افشین مقدم، علی بحرینی، حسین صفا و علیرضا طلیسچی، میهمانان اولین دوره آن هستند.
 
کارگاه ترانه باغ کتاب تهران در محل این باغ واقع در کتابخانه ملی برگزار خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند برای آگاهی از شرایط ثبت‌نام‌ با شماره تلفن 09123763199 تماس گرفته یا مشخصات خود (شامل نام و نام خانوادگی، سن و مدت سابقه ترانه‌نویسی) را به آدرس ایمیل AcademiTaraneh@gmail.com ارسال کنند.
 
«علی ایلیا» سابقه همکاری با چهره‌هایی چون فریدون آسرایی، مهدی یغمایی، علیرضا طلیسچی، حمید عسکری، بابک مافی، میلاد بابایی، امیر عظیمی، سهراب پاکزاد و… را داشته است. از این ترانه‌سرا کتاب‌های «گریه برای دختری که زنم بود» توسط نشر نیماژ و «قدم زدن با پیاده‌رو» توسط نشر دارینوش منتشر شده است.

[ad_2]

لینک منبع

اجراى ویژه «ارکستر سمفونیک تهران» براى کودکان و نوجوانان

[ad_1]

15 مرداد به رهبری شهرداد روحانی صورت می‌گیرد

اجراى ویژه «ارکستر سمفونیک تهران» براى کودکان و نوجوانان

موسیقی ما – ارکستر سمفونیک تهران اجرای ویژه‌ای برای کودکان و نوجوانان برگزار می‌کند.
 
به گزارش «موسیقی ما»،  این ارکستر پس از اجراهاى مشترک با ارکستر «فستیوال راونا» به رهبرى مایسترو «ریکاردو موتى» که تیرماه سال جارى در شهرهاى تهران و راونا برگزار شد، مرداد ماه امسال براى نخستین بار با هدف آشنایی کودکان و نوجوانان با ارکستر سمفونیک و آثار موسیقى کلاسیک و فیلم، رپرتوار ویژه‌ای اجرا خواهد کرد.
 
این کنسرت شامگاه 15 مرداد 1396 در تالار وحدت و به رهبرى «شهرداد روحانى» برگزار خواهد شد و بلیت‌فروشی آن از طریق سایت «ایران کنسرت» صورت می‌گیرد.
 
«پیتر و گرگ» اثر سرگئی پروکفیف، «کارناوال حیوانات» اثر کامیل سن سانس، «آرواره کوسه» اثر جان ویلیامز، «باروک فلامینگو» اثر دبورا هانسون با تنظیم برای 4 هارپ توسط «فتانه شاهین»، رپرتوار این برنامه را تشکیل می‌دهند.

[ad_2]

لینک منبع

تنوع و پیچیدگی‌ ریتم‌ها در موسیقی ایرانی برایم تعجب­‎آور است

[ad_1]

موسیقی ما – انریکو جرولا رهبر ارکستر سى و پنج ساله ایتالیایی فارغ التحصيل رشته رهبرى اپرا در كنسرواتوار پسكارا است و به سازهای پيانو و ويلنسل تسلط دارد؛ اوهمكارى با بزرگترين خواننده هاى اپراى ايتاليا مانند پاواروتى و سايمير پيرگو را در کارنامه دارد و همكارى‌هایی مستمر با اركسترهاى مختلفی در اروپا امريكا و كانادا داشته است. او این روزها برای اجرا با پرواز همای و رهبری ارکستر او به تهران آمده تا همراه با این خواننده اجرایی را در کاخ نیاوران تهران روی صحنه ببرد؛ به همین بهانه گفت‌گویی با او داشته‌ایم که در ادامه از نظرتان می‌گذرد.
 

  • ـ شما دومین بار است که برای کنسرت با پرواز همای به تهران سفر می‌کنید. در ابتدا از آشنایی با همای و چگونگی همکاری‌تان بگویید.  

تقریباً دو سال و نیم پیش توسط یکی از دوستان ایرانی‌ام با همای آشنا شدم؛ دوستم خیلی درباره موسیقی همای با من صحبت کرد و من هم خیلی علاقمند شدم با همای آشنا شوم. در ادامه پس از این آشنایی که به واسطه دوست مشترکمان انجام شد، با پروژه آن زمان همای آشنا شدم و او کار را به من معرفی کرد که چه قطعاتی است. بعد من هم خیلی علاقمند شدم نسبت به این پروژه و برگشتم خانه و خیلی زود شروع کردم به خواندن و تمرین آن پروژه. حتی با اینکه نمی­­دانستم اصلاً کنسرت است یا نیست، چه زمانی است و اصلاً این پروژه چه زمانی قرار است انجام شود، ولی نسبت به این پروژه خیلی مشتاق بودم و سعی کردم خیلی زود بتوانم این پروژه را تا جایی که در توانم است مدیریت کنم. خوشبختانه خیلی زود این اتفاق افتاد و پارسال که آن اجرا را در تالار وحدت داشتیم، این موقعیت به وجود آمد و من برای آن کنسرت آمدم ایران و خوشحالم اولین نفری هستم که یکی از قطعاتِ جوزف وردی را در ایران رهبری کردم.
 

  • تجربه اجرا در تالار وحدت تهران چطور بود؟

وقتی که اجرا در تالار وحدت، شروع شد برای من جالب بود که اینقدر مردم همای را دوست دارند، اصلاً برای من یک چیز عجیبی بود! اجرا به این شکل شروع شد که من وارد استیج شدم، ارکستر 80 نفر را رهبری می­کردم؛  بعد از اینکه شروع کردم، همای وارد صحنه شد و بعد آنطوری که مردم آنقدر فریاد می­کشیدند و تشویق می­کردند، من نمی­دانستم چه بکنم! حقیقتا کمی هم استرس داشتم که خوشبختانه در ادامه با انرژی فوق‌العاده تماشگران قدرت گرفتم شروع کردم به رهبری کردن قطعات بعدی موسیقی. بعد از اجرا که بنظرم اتفاق خیلی بزرگی بود، با هم اجراهای دیگری در کانادا، لس ­آنجلس و تور آمریکا و کانادا داشتیم و خیلی هم همه جا استقبال خوب بود. الان دوباره بعد از دو سال و نیم آمدم ایران و خیلی برایم خوشایند است که دوباره آن خاطرات برای من زنده می­شود و یک دوستانی را اینجا پیدا کردم و از این بابت خیلی خوشحالم که همۀ اینها اتفاق می­افتد.
 

  • ـ قبل از همای با موسیقی ایران آشنا بودید یا خیر؟

 نه حقیقتا آشنایی زیادی نداشتم و فقط چند اجرا با سازهای سنتی مثل سه‌تار و سنتور دیده بودم. اما وقتی موسیقی ایرانی را با تمرکز و دقت شنیدم و هنر نوازندگان ایرانی را دیدم، واقعا به آن علاقه‌مند شدم؛ شاید برای شما جالب باشد من بعد از آشنایی با موسیقی ایرانی، در مراسم ازدواجم از یکی از دوستان ایران‌ام دعوت کردم تا یک آهنگ ایرانی در مراسم ازدواجم اجرا کند. آنجا بود که متوجه شدن خیلی از ایتالیایی­ ها مانند من خیلی موسیقیِ ایرانی را دوست دارند.
 

  • ـ برای شما نگران­ کننده نبود وارد کار در ژامر موسیقی­ای شوید که با آن آشنا نیستید؟

نه اینطوری نیست که وقتی شما نمی­شناسید سخت باشد، همه چیز با تمرین کردن و خواندن رفع می­ شود، در موسیقی ایرانی و همای ریتم ­های موسیقی خیلی متفاوت است ولی من و همای شبانه ­روز این ریتم­ ها را با هم مرور می­ کردیم و با هم تمرین می­ کردیم، چون موسیقی ایرانی از لحاظ ریتم برای من خیلی تنوعش تعجب­ آور است، ریتم ­ها خیلی متنوع است و در عین حال خیلی جالب و هیجان­ انگیز بود که همه را شبانه ­روز با همای کار می­ کردم.
 

  • ـ کدام ساز ایرانی بیشتر نظر شما را جلب کرده است؟

 سنتور برای من خیلی جالب است و در موسیقی ما هم مشابه آن وجود دارد و یک سازی داریم که خیلی نزدیک سنتور است اما  سازی که خیلی بیشتر از همه توجۀ من را جلب کرد «نی» است، یک ساز کاملاً یونیک است که مشابه‌ش را تاکنون ندیدم.
 

  • ـ قبل از اینکه با همای و موسیقی ایرانی آشنا شوید، تصورتان از ایران و موسیقِ‌اش چه بود؟

فرهنگ ایران خیلی غنی است مانند همان رم قدیم خیلی فرهنگ غنی و بزرگی دارد. اما به اعتقاد من موسیقی ایرانی برای غربی ­ها شنیدنی است اما آنطور که باید و شاید شنیده نشده است. من وقتی آمدم ایران و موزیسین‌های ایرانی رفت و آمد کردم، دیدم خیلی راحت می­ شود با این نوع موسیقی ارتباط برقرار کرد و با خودم گفتم می ­شود باصطلاح کَر نبود و این موسیقی را شنید. از طرفی وقتی آمدم ایران با دوستان زیادی آشنا شدم و وقتی وارد خانه­ هایشان می ­شدم می­ دیدم همه تار و سه تار و تنبک دارند و سریع همه می­ آورند و می ­نشینند با هم می­زنند و همه می­خوانند و این برای من خیلی جالب بود ولی در کشورهای غربی اینطور نیست، شاید چند صد سال پیش اینطوری بود که همه دور هم بنشینند و ساز بزنند و بخوانند و این برای من جالب بود.
 

  • ـ نظرتان راجع هنرمندان ایرانی چیست و سطح کیفی کار نوازندگان به ویژه در حوزه اجرای سازهای غربی را چطور ارزیابی می‌کنید؟  

همۀ نوازنده ­ها خوب هستند بخصوص نوازنده ­های ویولن و البته نوازنده ­هایی که با سازهای بادی می ­زنند ولی تنها مشکلی که ایران دارد از بابت خواننده ­هاست به نظر می‌رسید اینجا استادهای آواز کلاسیک وجود ندارد و اگر هم وجود دارد خوب نیستند. از همین رو پیشنهاد می‌کنم کسانی که در ایران استعداد دارند بیایند آنجا یاد بگیرند و بعد یک روزی استاد شوند و برای هموطنان خود تدریس کنند.
 

  • ـ از اجرای پیش رو صحبت کنید؛ در کنار آثاری ایرانی آثاری از آهنگساز شناخته شده ایتالیایی «جوزپه وردی» نیز قرار است در این کنسرت اجرا شود. دلیل انتخاب وردی چه بود؟

این یک هدیه است از طرف من برای همای… چون جوزف وردی پدرِ موسیقی کلاسیک ایتالیا است، ما خیلی حس خوبی نسبت به قطعات وردی داریم بخصوص قطعه ­ای که همای در اجراهای ش می­ خواند. به عنوان یک ایتالیایی این برای من خوشایند است که یک ایرانی با وجود ایرانی بودنش موسیقیِ ما را اجرا می­ کند و برای من هم البته یک هدیه است.
 

  • ـ به عنوان سوال آخر بفرمایید که اگر دوستانتن از سفر ایران پرسیدند اولین نکته‌ای که بیان خواهید کرد چیست؟

مهمان‌نوازی و خونگرمی ایرانیان واقعا چیزی نیست که بتوانید به راحتی در دنیا پیدا کنید. من خاطرات خوب زیادی اینجا داشتم و کلاً احساس من از بودن در میان خانواده­ های ایرانی مانند بودن در خانوادۀ خودم است. اگر دوستانم از من بپرسند به آنها می­ گویم ایران یک کشور بسیار بزرگی است با فرهنگ خوب و مردمان خونگرم. من به واسطه آشنایی‌ام با مردم ایران به خاطر اتفاقات تروریستی چند وقت پیش نگران و بسیار ناراحت شدم و امیدورام اتفاقات این چنینی دیگر تکرار نشود.

*کنسرت پرواز همای و گروه مستان به همراه ارکستر سمفونیک به رهبری انریکو جرولا در روزهای چهارم و پنجم مرداد ماه در محوطه باز کاخ نیاوران از ساعت 21:00 به تهیه کنندگی شرکت آوای هنر برگزار خواهد شد.

 

[ad_2]

لینک منبع

مسعود جهانی: بیش از ۴۰ قطعه مگاهیت دارم که ایران را تکان داده است

[ad_1]

موسیقی ما یکی دو سالی است که نامش در اغلب قطعات هیت و پرطرفدار دیده می‌شود. چند ماهی هم هست که «هوروش‌بند» را معرفی کرده و در بخش کار گروهی هم اغلب آثارش همه‌گیر شده است. شاید فکر کنید صحبت ما درباره یک چهره مسن و پیشکسوت باشد اما اینطور نیست. درباره تنظیم‌کننده‌ای صحبت می‌کنیم که جوان اما پرمخاطب است. یکی از دلایل آن هم می‌تواند این باشد که می‌گوید در کارهایش استراتژی دارد و البته به زعم خیلی‌ها در کارهایی که با خواننده‌های شاخص داشته، خودش را تکرار نکرده است. در روزهایی که او مشغول تولید کارهای جدید «هوروش بند» و تنظیم برای خوانندگانی نظیر محمد علیزاده و فرزاد فرزین و… بود سراغش رفتیم و یک گپ مفصل با هم داشتیم.
 
مسعود جهانی در این گفت‌وگو برای اولین‌بار درباره تمامی ابعاد زندگی شخصی و حرفه‌ای خود صحبت کرد و البته دیدگاه‌های متفاوتی هم نسبت به موسیقی مجاز داشت. این تنظیم‌کننده خوش‌اخلاق خردادی، صحبت‌های جالبی در مورد حامد همایون، بهروز صفاریان، نیما وارسته و سیروان خسروی و… داشت و در انتهای گفت و گو هم اعلام کرد این اولین و البته فعلاً آخرین مصاحبه من خواهد بود.
 

  

 

  • * بعضیها در خانواده خود موزیسین داشتند و همین برایشان انگیزه شد. بعضیها خیلی پولدار بودند، بعضیها خیلی بچه در‌سخوان بودند، بعضی خیلی بچه درسنخوان بودند و بعضیها هم برحسب شانس سمت موسیقی آمدند! ورود تو به این عرصه چگونه بود؟

خانواده من با موسیقی مخالف بودند. من هم از کودکی درس‌خوان بودم و می‌خواستم وارد دانشگاه شوم و بعد از آن خودم موسیقی را ادامه دهم. درسم را خواندم و سال 85 دکترای داروسازی در اصفهان قبول شدم. از خانواده جدا شدم و به اصفهان رفتم و درس نخواندم! بعد ازدواج کردم و یک گروه موسیقی در دانشگاه تشکیل دادم. یک روز به من گفتند برای اینکه بتوانی در دانشگاه  اجرا کنی، باید فیلم اجرایتان را اداره ارشاد اصفهان تأیید کند.
 

  • * آن زمان چند سال داشتی؟

19 ساله بودم. گفتند باید پلی‌بک کنید و یک نفر کارهایتان را آهنگسازی و تنظیم کند. آن زمان  به ما 700، 800  هزار تومان قیمت می‌دادند که چنین پولهایی نداشتیم! در اصفهان نزد شخصی رفتم که من را راهنمایی کرد و گفت خودت می‌توانی بعضی از کارها را انجام دهی. به او گفتم که صدابرداری دوست دارم و دوره آن را هم پیش همان شخص دیدم. یک تنظیمکننده هم پیدا کردیم که بدون پول با ما کار میکرد. مدتی بعد او گفت که شما میخواهید از من سواستفاده کنید و از من کار یاد بگیرید و دیگر با شما همکاری نمیکنم. یک دوره، خودم شبانه‌روز پای این کار نشستم و چیزهای زیادی یاد گرفتم ولی دیگر نتوانستم درس بخوانم!

 


بی‌پولیها و سختیهای زیادی کشیدم
 

  • * بعد از این اتفاق سربازی هم رفتی؟

نه. من فرزند شهید هستم. درسم را که رها کردم، سال 86 به تهران آمدم و بی پولیها و سختیهای زیادی کشیدم. حدود یک سال کلاً خانواده‌ام را ندیدم و همان زمان هم یک قطعه برای هومن سزاوار تنظیم کردم. او می‌خواست آلبوم مجاز منتشر کند که برایش هفت یا هشت قطعه تنظیم کردم و در ادامه روند کارهایم شروع شد. بعد از آن با رضا شیری آشنا شدم و یک دوره حدوداً هفت ساله با هم بودیم.
 

  • * بابت کار برای هومن سزاوار پول نگرفتی؟

به شکل مستقیم پول نگرفتم. البته آن زمان خیلی بچه بودم و همین الان هم چهره‌ام خیلی بزرگ نشان نمی‌دهد! (خنده) حتی مورد داشتیم یک خواننده در استودیو به من گفت بگو آقا مسعود بیاید! (خنده) اما هومن در آن زمان کارهای علی عطایی و چند دوست دیگرش را برای تنظیم به من می‌داد که پول خوبی هم داشت؛ حدوداً یک میلیون تومان بود.
 

  • * اولین قطعهای که تنظیم کردی و هیت شد کدام کار بود؟

قطعه «عاشقی یعنی همین» با صدای رضا شیری بود. حتی من پیشنهاد ورود رضا شیری به فضای موسیقی رسمی را دادم. مرتبه اول موفق نشد ولی بار دوم حدود دو سال و نیم صبر کرد و موفق به اخذ مجوز شد. الان هم به همه خوانندههای جوان توصیه میکنم مجاز کار کنند. اگر خوانندهای برای آهنگش مجوز نگیرد حق استفاده از اسم من را ندارد..
 

  • * پس به دلیل همین دیدگاه بود که کلاً همکاریهایت با خوانندههای غیر رسمی را قطع کردی؟

طبیعتاً وقتی من به صورت رسمی کار می‌کنم، فقط می‌توانم با خواننده‌های مجاز همکاری کنم .وقتی ارشاد و تلویزیون به من اعتماد کرده‌اند چه دلیلی برای فعالیت غیررسمی دارم؟ پولی در این کارها نیست و این قبیل همکاریها برای زمانی بود که بچه بودم و فقط می‌خواستم خودم را نشان بدهم. آن زمان می‌دیدم که این همه کار میکنم ولی هیچ جا اسمی از من نیست؛ در هیچ جشنوارهای اسمم نیست و هر جا که موسیقی هست، من نیستم. با خودم می‌گفتم مگر کار تو بد است؟! ولی بالاخره فهمیدم که راه درست فعالیت درحوزه موسیقی، این نیست. این را هم بگویم که همان زمان کارهای مجاز برای خوانندگانی چون حامد زمانی هم تنظیم کردم. کاری با مجاز یا غیرمجاز ندارم، ولی من 43 قطعه مگاهیت دارم که ایران را تکان داده است اما دیدم که فقط تنظیمکننده هستم و بعد هم هیچ اتفاق خاصی برایم رخ نمی‌دهد. برای همین در کنار تصمیمی که برای فعالیت رسمی داشتم، به سراغ عملی کردن یکی از ایدههای قدیمیخودم یعنی تشکیل یک گروه موسیقی رفتم.


 


این کلمه هوروش نیست بلکه هوروَش به معنای فروزان مثل خورشید است
 

  • * که فکر میکنم منظورت «هوروش بند» باشد.
همیشه دوست داشتم خودم یک گروه تشکیل و پرورش دهم تا موفقیتهایش هم برای خودم باشد. روزی در یک جمع دوستانه، سنتی خواندن مهدی دارابی را دیدم که برایم جالب بود. از او خواستم یک کار از استاد ایرج را بازخوانی کند و پیشنهاد دادم خودمان هم یک قطعه از مولانا یا حافظ بسازیم و منتشر کنیم. یک کار ساختیم که البته هرگز منتشر نشد ولی دوستان خیلی استقبال کردند. حمید فریزند که آن زمان مدیر برنامه مهدی (دارابی) بود (و الان مدیر برنامه «هوروش بند» است) از پیشنهاد تشکیل گروه استقبال کرد و خواست که خودتم هم حتماً در این گروه حضور داشته باشم. من اول به او گفتم  می‌توانیم درصدی کار کنیم ولی حمید فریزند گفت تو باید عضو اصلی گروه باشی. من هم بدم نیامد و یک قرارداد نوشتیم و باز هم این داستان مسکوت ماند. خلاصه با پیگیری‌های حمید فریزند قطعهای به نام «یاد تو می‌افتم» را منتشر کردیم که اولین کار مان بود. برای این قطعه اتفاقات خوبی افتاد و با شرکت «ققنوس» قرارداد بستیم.
 
  • * حالا «هوروش» به چه معنا است؟

این کلمه هوروش نیست بلکه هوروَش به معنای فروزان مثل خورشید است. من موقع خواندن این کلمه اشتباه کردم و فکر کردم که هوروش است!(خنده) درواقع اشتباه لفظی من باعث شد نام گروهمان هوروش باشد! مجید فرهبد هم لوگوی گروه را طراحی کرد که البته چندبار روی آن کار کردیم تا به نتیجه رسیدیم.
 

  • * در کارهای هوروش تقریباً رگههایی از موسیقی ایرانی وجود دارد و حتی آهنگ پیشواز موبایل خودت هم تکنوازی تار است. سابقه کار در موسیقی اصیل ایرانی داری؟
اگر کسی بگوید موسیقی اصیل ایرانی دوست ندارم، دروغ میگوید ولی من می‌خواستم کاری کنم تا مخاطبان با موسیقی ایرانی آشتی کنند. این قضیه به تنظیم باز میگشت و یک‌سری تنظیمهای خاص را هم امتحان کردم اما باز هم امیدی به جواب دادنش نداشتم. من سابقه هنری خودم را روی فردی گذاشته بودم که باید کاملاً از صفر شروع می‌کرد. خلاصه وقتی دیدیم مردم از آن استقبال کردند، این ایده را پرورش دادیم.

 


خوانندههای معروف برای فعالیت گروهی حرف گوش نمیکنند!
 

  • * تو میتوانستی برای ایده‌هایت سراغ خوانندههایی بروی که اسم و رسم بیشتری در موسیقی سنتی یا تلفیقی داشته باشند.

مهدی دارابی موسیقی را دلی یاد گرفته و به همین دلیل با احساس می‌خواند و جنس صدایش با خواننده‌های سنتی ما کاملاً تفاوت دارد. او حتی اگر اشتباه هم بخواند، باز هم همه چیز خواندنش مختص خودش است. البته این را هم نباید فراموش کرد که خوانندههای معروف برای فعالیت گروهی، حرف گوش نمیکنند! اما مهدی هر کاری که بخواهیم را اجرا میکند. جنس صدای او هم هر روز پخته‌تر می‌شود.
 

  • * تو در دورهای این کار را کردی که فضای موسیقی تلفیقی فراگیر شده بود و شاید تحت تأثیر همین فضا چنین مسیری انتخاب کردی.

من راه دیگری را انتخاب کردم و این فضا الان جواب داده ولی موسیقی تلفیقی به شکل کنونی دیگر جواب نمی‌دهد. اگر ما راه یکی از همین گروهها را انتخاب می‌کردیم، قطعاً موفق نمی‌شدیم ولی دوست داشتیم راه جدیدی را انتخاب کنیم که هم فضای سنتی داشته باشد و هم مخاطبان آن را بپسندند. این مسیر خیلی سخت بود و همه چیز به تنظیم بستگی داشت.
 

  • * از این مسیر سخت چقدر جواب گرفتی؟
انتظار داشتم هفتمین یا هشتمین قطعه «هوروش» موفق شود، ولی چهارمین قطعه جواب داد. آن روز خودمان هم فکر نمیکردیم که «به کی پز میدی» تا این حد موفق شود.
 
  • * البته این رگههای ایرانی که گفتی، در کارهای هوروش خیلی کم است و در مواردی به غیر از خواندن مهدی، عملاً وجود ندارد. این فضای ایرانی را حتی در سازبندی هم میتوانستی لحاظ کنی اما بیشتر کارها پاپ به نظر میرسند.

کارهای «هوروش بند» هیپ‌هاپ هستند. درباره خواندن مهدی هم باید بگویم که او موسیقی سنتی روحوضی را با موسیقی سنتی امروز تلفیق کرده و موسیقی R&B و هیپ‌هاپ را هم به آن اضافه کرده است. مثلاً در قطعه اول، حتی تحریر جَز و بلوز هم در خواندنش دارد. همین‌ که انتظار دارید درصد فضای ایرانی کارهای هوروش بیشتر باشد ولی نیست، خودش یک اتفاق جالب است.
 

  • * منظورت چیست؟

مردم انتظار دارند یک گروه تلفیقی در هر کاری یک ساز سنتی استفاده کند اما ما این کار را نکردیم که همین موضوع باعث تفاوت ما شده است.
 

  • * باز هم با توجه به تقسیمبندیهای سبکها، خیلی سخت میتوان هوروش را در میان تلفیقیها قرار داد.

ما پاپ نیستیم. البته قطعه سوم ما پاپ بود ولی مثلاً قطعه «به کی پز میدی؟» را نمیتوان به عنوان یک اثر پاپ در نظر گرفت. این نکته را مدنظر داشته باشید که من همیشه دوست دارم برخلاف پیش‌بینی و انتظار مخاطبان کار کنم. همین الان قطعهای دارم که تِرَپ سنتی است. یک سال است که این کار را تنظیم کردهام ولی اول باید مخاطب آمادگی شنیدنش را پیدا کند تا آن را منتشر کنیم. کار بسیار عجیبی است و به گوش مخاطب ایرانی آشنا نیست. اگر بخواهید یک کار بزرگ انجام دهید، باید مخاطب شما را بپذیرد. ما مجبور شدیم کارهایی منتشر کنیم که اسم گروه بیشتر مطرح شود؛ مثلاً قطعه آخر گروه یعنی «منو به باد داد» کاملاً پاپ بود ولی مخاطبان کلامش را دوست داشتند. در این قطعه تنظیم خاصی انجام ندادم و در قطعه «به کی پز میدی؟» هم خودم نبودم. از سوی دیگر، دومین اثر ما به نام «مجنون» کاملاً با جریان بازار تفاوت داشت و مخاطبان آن را دوست نداشتند. مجبور شدیم برگردیم و کارهایی که پاپیولارتر است انجام دهیم تا ذهن‌ها برای کارهایی که میخواهیم آماده شود.
 
ما از یک سو دوست داریم خاص باشیم اما از سوی دیگر بلیت کنسرت را قرار است مردم تهیه کنند. الان خوانندههای زیادی هستند که خاص‌اند ولی بلیت هم نمی‌فروشند. ما هم تمام این جوانب را بررسی کردیم. ما الان 16 قطعه آماده داریم که هر کدام را از بین 50 اثر انتخاب کرده‌ایم ولی هرکدام باید در زمان خاصی منتشر شوند. مثلاً یک قطعه «چیل‌‌اوت سنتی» داریم که خیلی عجیب است و برای زمانی مناسب خواهد بود که مردم شما را قبول کنند و بتوانید ریسک کنید.
 

  • * معمولاً تنظیمکنندههای ما نگاه میکنند در بازار چه کارهایی گرفته و به دنبال کپیبرداری از همان سبکها میروند تا اسمشان بیشتر مطرح شود.
یک زمان شما دنباله رو هستید و یک زمان هم میتوانید جریانی را با خودتان همراه کنید. زمانی که قطعه «تو که نیستی پیشم» را برای آرش عدل‌پرور تنظیم کردیم، با فضای بازار تفاوت داشت ولی کم‌کم در بین مخاطبان جا افتاد. طبق بررسیهایی که کردیم، موسیقی هاوس  فقط تا سه ماه دیگر جا دارد و  بعد از آن لوث میشود. ما میخواهیم به دنبال یک جایگزین باشیم که مردم  هم آن را دوست داشته باشند. من از سال گذشته تا الان نزدیک 350 قطعه هاوس تنظیم کرده‌ام ولی مگر چقدر میتوانید کار هاوس  تولید کنید و به تکرار  نیفتید؟ اگر به خاطر داشته باشید، یک زمان همه مردم کارهای 6 و 8 ساسی مانکنی می‌خواندند ولی آن موج ناگهان تمام شد. کار هاوس هم به زودی تمام خواهد شد. متأسفانه یا خوشبختانه، کارهایی که ما انجام می‌دهیم الگوی خیلی‌ها شده که در نوع خودش هم جالب است.


 


هوروش بند موج نیست چون اعضایش تولیدکننده هستند

 

  • * به  دلیل همین استراتژی است که تاکنون در هوروش، قطعه 6 و 8 منتشر نکردهاید؟

بله. اما اگر از همان اول کار هوروش بند، قطعه 6 و 8 منتشر میکردیم به ما میگفتند کپی حامد همایون هستید! حتی خود شما هم میگفتید و هرکاری میکردیم شبیه می‌شد. الان قرار است در همین فصل تابستان، یک کار 6 و 8 منتشر کنیم که مختص خودمان است و به هیچ خواننده دیگری ربط ندارد.
 

  • * گفتی به نظرت برخی از فضاها و تنظیمها موج هستند و زود فروکش کرده یا می‌کنند. «هوروش بند» چطور؟ موج نیست؟

هوروش بند موج نیست چون اعضایش تولیدکننده هستند. من آدمی نیستم که خودم را تکرار کنم؛ یک خردادی‌ام که دوست دارم هر روزم با روز دیگرم تفاوت داشته باشد.
 

  • * فکر نمیکنم این نکاتی که درباره تفاوت و اسامی سبکها به کار می‌بری، برای مردم تفاوت چندانی داشته باشند و نهایتاً مخاطبان میگویند موسیقی غربی با خوانش ایرانی؛ این تفاوتها قرار است کجا برای مردم ملموس شود؟
مردم از کار خوب لذت می‌برند؛ اما خواننده ما هم سنتی نمیخواند. یعنی وسط چهچهه‌های آواز سنتی، ناگهان تبدیل به تحریر غربی میشود که تاکنون برای هیچکس رخ نداده است. مورد دوم اینکه من گوش قسمتی از مردم را از لحاظ تنظیم می‌شناسم. من شناخت دقیقی از مقوله شعر ندارم ولی اگر تنظیم یک کار به من حس خوبی بدهد، آن کار موفق میشود. زمانی که شروع به تنظیم کردن میکنم، از ابتدا نمی‌دانم قرار است به چه سمتی برود. روند کاری‌ام اینگونه است که خواننده یک لاین میخواند و  بعد من کارم را شروع میکنم؛ اگر حس تنظیم در همان لحظه بیاید که کار خوبی از آب درمی‌آید و در غیر این صورت کار خوبی نخواهد شد. وقتی در همان لحظه با کار ارتباط برقرار کنم، به موفقیتش اطمینان پیدا میکنم.

 


اگر بخواهید همیشه مخاطب را با خود همراه کنید، تکراری می‌شوید
 

  • * معمولاً موزیسینهای ما وقتی وارد فاز کنسرت و کسب درآمد میشوند، صرفاً رضایت مخاطب را مدنظر قرار میدهند تا بلیت کنسرت فروش برود. به همین دلیل از آن استراتژیهایی که داشتند عقبنشینی میکنند. گروه شما تا چه زمانی همین روند را خواهد داشت؟

اگر همیشه مخاطب را با خود همراه کنید تکراری می‌شوید. گاهی اوقات باید افت کنید و جای ریسک بگذارید. همیشه در اوج بودن باعث تکرار می‌شود. ما چند قطعه ریسکی داریم ولی میخواهم به جایی برسیم که این لغزش عمدی، به کل داستان صدمه وارد نکند. در حال حاضر تا اردیبهشت سال آینده، آهنگ‌ها را برای انتشار چیده‌ایم اما ممکن است با برگزاری کنسرت، روند حرکت ما کمی تغییر کند ولی کلاً مسیرمان را عوض نمی‌کنیم. هوروش در حال حاضر یک نوزاد است و باید رشد کند. ما برای رشدش برنامه چیده‌ایم اما ممکن است برخی اتفاقات نظیر کنسرت و مسائل دیگر، تغییرات جزئی در این برنامه ایجاد کند.
 

  • * الان مشغول آزمون و خطا هستید؟

همیشه فکر میکردم اگر گروه داشته باشم، تنظیمی انجام می‌دهم که کل دنیا به من افتخار کند. اما دیدم که مردم در هوروش بند از من، مسعود جهانی را نمیخواهند و فقط حس میخواهند. مثلاً کار دوم ما، من را راضی نکرد و دوستش نداشتم.
 

  • * منظورت چیست که از تو مسعود جهانی نمیخواهند؟
تقابل حس و تکنیک است و مخاطبان از من حس می‌خواهند. من هیچ وقت در کارهایم مدلاسیون یا تغییر ریتم نداشته‌ام. مثلاً هرگز در تنظیمهایم از ساز بادی استفاده نمیکنم چون مردم موسیقی‌هایی را دوست دارند که آرامش داشته باشد و در آن داد نزنند.

 


آرش عدل‌پرور می‌تواند جریان و روند بازار را تغییر دهد

 

  • * فکر میکنم مشابه این اتفاقاتی که میگویی مردم دوست دارند، در کارهای آرش و مسیح رخ داده باشد.

آرش عدل‌پرور هوش بسیار بالا و استعداد وحشتناکی دارد. آرش قلم را بر می‌دارد و در حالی که من مشغول چیدن ریتم هستم و تازه میخواهم به او بگویم فضا چگونه است، ترانه را آماده میکند! همان لحظه پشت میکروفون میرود و آن را میخواند و کار در همان لحظه بسته میشود. ممکن است در یک شب ده قطعه با هم بسازیم که از بین آنها، حداقل چهار کار خیلی خوب است. ترانههای آرش عدل‌پرور حس زیادی دارند، او می‌تواند جریان و روند بازار را تغییر دهد. الان خیلی‌ها چه در سبک و چه در شعر و حتی در نوع و لحن خواندن از آرش تقلید می‌کنند.
 

  • * صحبت از آرش عدل‌پرور شد. من در کارهایی نظیر «چطوری دیوونه» محمدرضا گلزار یا «خوشبختی» علی لهراسبی (که اتفاقاً خود تو و آرش آنها را ساخته‌اید) احساس کردم که لحن خواننده در بعضی قسمت‌ها، به سمت کارهای آرش و مسیح میرود. درواقع فضای آنها طوری بود که بدون نگاه کردن به کَست کار می‌فهمیدم آرش در آنها نقش دارد.

آرش برای هوروش یا مهدی آذر هم کار می‌سازد ولی چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. اما در مواردی که شما نام بردی، این نوع لحن عمدی بود و نتیجه‌ای که میخواستیم را  هم گرفتیم. ضبط‌های استودیو توسط مهدی آذر انجام میشود و بخشی از این شباهت به خاطر او بود.
 

  • * اتفاقاً من حس میکردم که مغز متفکر، آرش است و او به این جریان خط میدهد.

الان چند گروه و خواننده آمده‌اند که دقیقاً کپی مسیح و آرش هستند اما این شباهتها که شما اشاره کردی، از سوی آرش نبود. فارغ از این موضوع، مثلاً برای قطعه «چطوری دیوونه» اتفاقات خوبی رخ داد در حالی که به خاطر این شباهت ممکن بود کار شکست بخورد. ولی ما در کارها گوش مردم عادی و خصوصاً گوش مخاطب تین‌ایج را در نظر میگیریم و در برخی موارد یک‌سری کارها را عمدی انجام می‌دهیم. اما چنین شباهتهایی کار درستی نیست.
 

  • * ولی شما این کار را انجام داده‌اید!

چند خواننده نام ببرم که در کارهایشان همین کپی را انجام داده‌اند؟
 

  • * جالب است که همین کپیها هم موفق بوده‌اند.

مردم ما کارهای کپی را دوست دارند. مثل همین کپی رونالدو و مسی که شاید از نسخههای اصلی در ایران معروف‌تر شده‌اند!
 

  • * در قطعه «به کی پُز میدی؟»  هوروش بند هم چنین شباهتی وجود داشت!
اگر منظورتان ترجیع‌بند کار باشد که ما چهار ساعت روی این قسمت کار کردیم تا مهدی دقیقا لحنی را که می‌خواستم اجرا کند! دقیقاً همین لحن اعتراضی را از او میخواستم!


 

 

  • * تو در صحبتهای قبلی هم گفتی که نمیخواهم در کارهایم تکرار داشته باشم ولی الان کمی به تناقض برخورد کردیم!

ببینید، مثلاً شما نمیتوانید بگویید که در آشپزی هرگز از فلان ادویه استفاده نمی‌کنم. به هرحال یک جا مجبور می‌شوی کمی از آن استفاده کنی. ما هم کپی نکردیم و فقط یک بخش از کار شبیه بود.  اگر در ترجیع‌بند قطعه «به کی پُز میدی؟» هر مدل دیگری میخواندیم، آن اتفاق ویژه رخ نمی‌داد. آن لحن مردانه اعتراضی باید بیان می‌شد و به همین دلیل چهار ساعت با مهدی دارابی کار کردم که چنین لحنی را بخواند. جالب است که یک ساعت بعد از پخش  این قطعه، آن را با صدای بلند در خیابان‌ها شنیدم که حس خیلی خوبی داشت.
 

  • * دیگر برای چه کارهایی این حس را تجربه کردی؟

برای قطعه «ماه عسل» محمد علیزاده هم چنین اتفاقی رخ داد اما دوست ندارم از بقیه کارهایم که این اتفاق برایشان افتاه اسم بیاورم.
 

  • * منظورت کدام کارها است که دوست نداری  اسمی از آنها بیاوری؟ با خوانندهاش مشکل داری؟!

تقریباً. دو نفر راهی را با هم شروع میکنند، شما برای او نقشه می‌کشید که پیشرفت کند و بتوانید با همدیگر روزهای خوبی بسازید. ولی وقتی او تصمیم می‌گیرد مسیرش را از قصد عوض کند، بازی عوض می‌شود. یکی از خوانندههایی که من قبلاً با او همکاری میکردم، میتوانست الان مجاز باشد ولی این راه را به آینده‌ای با پول بیشتر ترجیح داد. اگر او حرف من را گوش می‌کرد و به قراردادهایش با من و شرکتهای دیگر عمل میکرد، میتوانست الان روی صحنه باشد.
 

  • * یعنی کار مدیر برنامه هم انجام میدهی؟ یا پرودیوسر هستی؟
من پرودیوسری هستم که صفر تا صد کارهای یک آدم با استعداد را انجام می‌دهم و به او برای رشد کردن کمک می‌کنم و وقتی به درآمدزای رسید، با او درصدی کار می‌کنم.‌ البته این کار را فقط برای کسانی انجام می‌دهم که  واقعاً مستعد باشند؛ این کار را همه پرودیوسرهای دنیا انجام می‌دهند. من از همان اول به پول فکر نمیکنم و میتوانم باعث رشد کسی شوم که آینده و زندگی اش تغییر کند.

 


پیشنهادهای زیادی دارم که میگویند کار را انجام بده ولی اسم خودت را نزن!

 

  • * پس خودت را پرودیوسر میدانی؛ در حالی که خیلیها میگویند در ایران پرودیوسر نداریم.

من یک پرودیوسر هستم؛ اولین نمونه‌اش هم همان خواننده بود که خودش نخواست به مسیر مجاز و برگزاری کنسرت وارد شود. دومین نمونه‌اش هم «هوروش بند» است. من یا کار نمیکنم یا فقط کار مجاز انجام می‌دهم؛ در حالی که پیشنهادهای زیادی دارم که میگویند کار را انجام بده ولی اسم خودت را  پای آن نزن! خواننده غیرمجاز اگر به جنگ شادی و عروسی نرود، پول در نمی‌آورد و پولهایی که از این راه به دست می‌آیند، اصلاً در برابر درآمد کنسرتهای رسمی به حساب نمی‌آید.
 

  • * بعضیها میگویند خوانندههایی که مجاز میشوند کارشان حس و حال قبل را ندارد و  معمولاً موفق نمیشوند. تو با این نظر موافقی؟

این برای قدیم بود. در حال حاضر به غیر از برخی کلمههای خارج از چارچوب، هیچ مرزی بین موسیقی مجاز و غیرمجاز وجود ندارد. میتوان کلمات را طوری کنار هم چید که مشکلی نداشته باشد. من به هر خواننده‌ای که برای کار پیشم می‌آید میگویم حتماً برو و مجوز بگیر چون شهرت بدون فعالیت رسمی و کسب درآمد هیچ فایده‌ای ندارد.
 

  • * خب این نکته در مورد خودت هم وجود دارد. چون تعداد کارهای هیتی که با خوانندههای که هنوز مجاز نشده اند داشتی خیلی بیشتر است.

خوانندههای غیررسمی ما انعطاف‌پذیری بیشتری دارند.
 

  • * فکر می‌کنی خوانندههای غیررسمی استعداد بیشتری هم دارند؟
نه. تنها نکته آنها این است که انعطاف‌پذیرتر هستند و قدرت ریسک بیشتری دارند. بعضی خوانندههای مجاز ما زیاد اهل ریسک نیستند و از من تکرار خودشان را میخواهند. همین باعث میشود که سیر نزولی داشته باشند.

 


محسن چاوشی یکی از نوستالژیهای من است

 

  • * شاید بتوان گفت یکی از کسانی که قدرت این ریسک را داشت و کارهای متفاوتی انجام داد، محسن چاوشی بود.

آفرین! من تا به حال برخوردی با محسن چاوشی نداشته‌ام ولی صدایش را دوست دارم. اگر او همچنان محسن چاوشی هشت سال پیش بود، الان کاملاً فراموش می‌شد. او موسیقی راک و تلفیقی را امتحان کرد و در کلام هم سراغ تجربیات جدید رفت. محسن چاوشی انعطاف‌پذیر بود، پس ماند و در ادامه هم خواهد ماند. کسی که می‌تواند خودش را نگه دارد و به روز کند، آدم زرنگی است. من روزی دو ساعت برای به روزکردن خودم وقت میگذارم؛ مجلههای خارجی میخوانم و برای وسائل سخت‌افزار و نرم‌افزارهایی که لازم دارم، هزینه می‌کنم. خوانندههای قدیمی اگر میخواهند همچنان در بازار بمانند، باید به روز باشند.
 

  • * حتی محسن چاوشی بابت این تغییرات ریزش مخاطب هم داشت.

قطعاً تغییرات، ریزش مخاطب دارد ولی در ادامه جذب مخاطبِ بیشتری خواهد داشت؛ البته اگر  این تغییرات با فکر و درست باشد. قطعاً محسن چاوشی هم این تغییرات را با فکر انجام داده و در حال حاضر هم خیلی خوب مسیرش را ادامه می‌دهد.
 

  • * دوست داری با چاوشی همکاری داشته باشی؟

محسن چاوشی یکی از نوستالژیهای من است. این نکته را هم بگویم که دلم برای اولین آلبوم رسمی محسن چاوشی تنگ شده و دلم یک کار پاپ به روز از او میخواهد. من ترانههای حسین صفا را واقعاً دوست دارم چون از زاویه دیگری به ترانه نگاه میکند و با محسن چاوشی به معنای واقعی هماهنگ هستند.
 
 

  • * آهنگ خاصی با صدای محسن چاوشی بوده که پس از شنیدنش حس کنی اگر خودت تنظیم می‌کردی اتفاق بهتری برای آن می‌افتاد؟

قطعات «دوست داشتم» و «تهران که دریا نداره» اگر برای من بود، آنها را به شکل دیگری تنظیم میکردم. اما کارهایی که خود محسن چاوشی تنظیم میکند را خیلی دوست ندارم.
 

  • * حتی قطعه «کجایی؟» که تا آن اندازه شنیده شد را هم دوست نداشتی؟

گاهی اوقات شعر و ملودی آنقدر قدرتمند است که با هر تنظیمیموفق میشود. زمانی نقش تنظیمکننده مشخص میشود که با یک شعر و ملودی که شصت، هفتاد درصد کیفیت دارد کاری کنی که کیفیتش به نود یا صد در صد برسد.
 

  • * برعکس آن هم امکان‌پذیر است؛ مثلاً با یک تنظیم بد، کیفیت یک اثر را از 90 به 40 درصد برسانی.

اگر کار کسی مثل محسن چاوشی باشد، بعید است این‌گونه شود ولی برای خوانندهای که در  حال رشد است قطعاً نابودی به دنبال خواهد داشت.
 

  • * از نوستالژی گفتی؛ میخواهم به گذشته برگردیم. شروع دوباره موسیقی در ایران و هنرمندان آن دوره، برای خیلی‌ها انگیزه ورود به دنیای موسیقی بود. این انگیزه برای تو هم وجود داشت؟
آن زمان کارهای سعید شهروز و شادمهر عقیلی را واقعاً دوست داشتم و پیگیری میکردم.گروه «آریان» هم در زمان خودش بی‌رقیب بود و همه کارهایش را می‌شنیدم.


 


واقعاً دوست داشتم در آلبوم «رمانتیک» شهاب رمضان حضور داشته باشم

 

  • * در میان تنظیمکنندههای آن زمان هم کسی بود که کارهایش را دوست داشته باشی؟

تنظیمهای بهروز صفاریان در آلبومهای «شبح» و «غریبه» برایم جالب بودند. در حال حاضر هم بین تنظیم‌کننده‌ها، میلاد ترابی، حامد برادران و سیروان خسروی را دوست دارم.
 

  • * بین کارهایی که سیروان خسروی تنظیم کرده، قطعهای بوده که دوست داشته باشی آن را به شکل دیگری تنظیم کنی؟

سیروان خسروی در آلبوم‌های «رمانتیک» شهاب رمضان و «عشق من باش» بهنام صفوی فوق‌العاده کار کرده است. من واقعاً دوست داشتم در آلبوم «رمانتیک» حضور داشته باشم.
 

  • * چند قطعه را نام می‌برم، نظرت را درباره تنظیم‌های آنها بگو. قطعه «غیر معمولی» محسن چاوشی؟

 به همان شکل خوب است و دوستش دارم.
 

  • * «احساس آرامش» از احسان خواجه امیری؟

نظری ندارم.
 

  • * قطعه «جز تو» محمد علیزاده؟

«جز تو» محمد علیزاده واقعاً تنظیم خوبی دارد. میلاد ترابی تنها تنظیمکننده‌ای است که با من هم‌فکری می‌کند و به من نزدیک است. در آلبوم جدید محمد علیزاده هم قطعه «عشقم این روزا» را خیلی دوست داشتم.
 

  • * «دنیا دیگه مثل تو نداره» بنیامین بهادری؟

روح نیما وارسته شاد. او هنرمند خوش فکری بود و به معنای واقعی، سبک داشت. اگر «دنیا دیگه مثل تو نداره» برای من بود، آن را به شکل دیگری تنظیم میکردم.
 

  • * «عشق من باش» از بهنام صفوی؟
سیروان «عشق من باش» را خوب تنظیم کرده است. البته من هیچ علاقه‌ای به قطعات6 و 8ندارم. قطعه «چنین کنم چنان کنم» حامد همایون هم 6و 8است اما من نمیتوانم با این سبک ارتباط برقرار کنم.

 


اگر کسی میگوید حامد همایون تب است بیاید و چنین تبی بسازد
 

  • * حامد همایون در مدت زمان بسیار کوتاهی توانست موفق شود. به نظرت او هم استعدادش را داشت یا فقط یک موج زودگذر است؟

حامد همایون قبل از شهرت هم یک کار با من داشت که ورژن جدیدش در آلبوم او منتشر شد. حتی اگر حامد همایون همین الان تمام شود، به نظرم مسیرش را درست پیش رفته و به صد رسیده است. به نظر من محسن رجب‌پور پرودیوسر خوبی است که توانسته برند بسازد چون برندسازی در بازار کساد موسیقی کار بسیار سختی است.
 

  • * محسن رجب‌پور در مراسم رونمایی آلبوم حامد همایون گفت که برای موفق شدن او، یک نسخه شش صفحهای به او داده است. تو هم از این نسخهها برای خوانندههایت داری؟

من فقط به خواننده‌ام میگویم استراحت کن و روی کار موسیقی متمرکز باش. پول شاعر و آهنگساز را هم خودم می‌دهم و اگر یک استعداد واقعی پیدا کنم حتی به او حقوق هم می‌دهم. در دنیا هم اگر کسی خواننده است باید فقط به موسیقی فکر کند و دنبال اجاره‌خانه و مخارج نباشد.
 

  • * در عین حال منتقدان حامد همایون میگویند که او یک موج است.
اگر موفقیت حامد همایون حتی یک تب سه ساله هم باشد و بگذرد، به هر حال زندگی او عوض میشود. اگر او و تیم کاری‌اش زرنگ باشند و بخواهند بیشتر بمانند، باید فکر کنند. ولی اگر فکر هم نکنند، حامد همایون از هر لحاظ از صفر به صد رسیده و موفق بوده است. اگر کسی میگوید حامد همایون تب است بیاید و چنین تبی بسازد. به من میگویند اُورتور فلان آهنگت کاور است. من هم میگویم مگر کاور نیست؟ اما موفق می‌شود؛ تو هم  اگر می‌توانی بیا و چنین کاری بساز تا موفق شود.

 

 

  • * معمولاً در موسیقی ایران وقتی تب و تاب یک خواننده فروکش میکند، کلاً خودش هم محو میشود. فکر میکنی اگر خودت چنین تبی ایجاد کنی و خاموش شود، دوباره با شخص دیگری آن را ایجاد خواهی کرد؟

 اینکه خوانندههای ما پس از چند سال محو می شوند یعنی مشکل از خودشان است، وگرنه در موسیقی جهان کدام خواننده است که پس از چند سال محو شود؟ سیراب شدن، ترس از ریسک و تکرار باعث محو شدن خوانندههای ما میشود. همه چیز به سقف آرزوها بستگی دارد. اگر سقف آرزوهای خوانندههای ما بی‌نهایت باشد، قطعاً حضورشان دائمیخواهد بود.
 

  • * شرایط بازار طوری است که قابل پیشبینی نیست؛ تو فرمول خاصی برای کارهایت داری که این‌طور با قاطعیت صحبت میکنی؟

درباره بحث استعدادها باید بگویم که چنین آدم‌هایی انگشت شمار و شاید یک یا دو نفر هستند. ما کار تیمی انجام می‌دهیم و وقتی یک صدای جدید میگیریم در جمع خودمان آن را پخش میکنیم و از همه میخواهیم که آن را نقد کنند. اگر نتوانند نقد کنند پس یعنی صدای خوبی است. ما یک تیم هشت نفره هستیم که درصد موفقیت هر کار را می‌سنجیم و یک برآیند کلی برای آن در نظر می‌گیریم. من در عرض پنج ساعت تنظیم یک قطعه را انجام می‌دهم در حالیکه برای پیش تولید آثار هوروش بند، چهار ماه زمان صرف کردیم چون می‌خواستیم کارهای گروه در کوتاه‌ترین زمان ممکن پس از انتشارشان موفق شود.


 در کارهایی که فکر و ایده من نبوده و صرفاً اپراتور بوده‌ام، موفقیتی نداشته‌ام

 

  • * برای تمام قطعاتی که تنظیم میکنی چنین روندی داری و مشورت میکنید؟

اگر سرمایهگذار و پرودیوسر خودم باشم یا برای مدیریت هنری قطعات خواننده پول گرفته باشم، این کار را انجام می‌دهم. ولی وقتی یک خواننده‌ صرفاً بگوید این کار را تنظیم کن، این پروسه را نخواهیم داشت. من کارهای زیادی دارم که موفق نبودند؛ در کارهایی که فکر و ایده من نبوده و صرفاً اپراتور بوده‌ام، موفقیتی نداشته‌ام.
 

  • * اثری هم داشته‌ای که فکر میکردی موفق شود اما شکست خورده باشد؟
روی قطعه دوم هوروش بند (مجنون) مشورت نکردیم و موفق هم نشد. بین چهار اثر هوروش، تنظیم این قطعه را خیلی دوست دارم ولی اتفاق خاصی برای آن نیفتاد. قطعه «بیا بازم» از آرش هم داستان جالبی داشت؛ قرار بود برای یک مشتری کارهایی انجام دهیم که این قطعه هم بین آنها بود و تصمیم داشتیم آن را به صورت هاوس تنظیم کنیم. تصمیم گرفت این آهنگ را خودش بخواند و جالب اینجا است که نسخه‌ای که از قطعه «بیا بازم» منتشر شد، ورژن اصلی نبود اما توانست موفقیت چشمگیری داشته باشد. در تنظیم آن کار اشکالاتی وجود دارد ولی پس از انتشارش موزیسین‌های زیادی به من تبریک گفتند.
 
  • * نکته جالب توجه این است که در گروه شما، همه همدیگر را حمایت می‌کنند و هرکدام از اعضا که قطعهای منتشر میکند سایرین تصویر پروفایل خودشان را به کاور آن قطعه تغییر می‌دهند در حالیکه کمتر شاهد این حمایت‌ها در عرصه موسیقی هستیم.

ما یک اتاق فکر داریم؛ روی عکس کاورها و تیزرها فکر میکنیم که این بخش ایده‌های مجید فرهبد است. بخش شعر و ملودی مربوط به آرش است و برای آهنگسازی‌های عجیب و غریب، خود مهدی (دارابی) فکر می‌کند و در بخش تنظیم هم من ایده می‌آورم. ولی آرش و حمید و مهدی و مجید و دیگر دوستان در مشورتها ی گروهی حضور دارند. حمایت اعضای گروه ما از هم قبلاً دلی بود ولی الان هدفمند است. ما یک تیم هنری هستیم که کارهای خوب منتشر میکنیم و به تبع آن از همدیگر هم حمایت میکنیم. اگر قطعه‌ای خوب نباشد، قطعاً این تیم اجازه انتشار آن را نمی‌دهد. اولین‌بار که فعالیت هوروش را به شکل جدی آغاز کردیم، بچهها به دلیل لطفی که به من داشتند، از گروه حمایت کردند. از این اتفاق بازخوردهای مثبتی گرفتیم و برای همین تصمیم گرفتیم هرکسی از جمع ما قطعهای منتشر کرد، سایرین او را حمایت کنند.
 


اگر پول داشته باشید ده درصد استعداد دارید و اگر پول نداشته باشید استعداد بالایی دارید!

 

  • * اوایل صحبت گفتی که بیپولی کشیده بودی. آن زمان شده بود کاری را صرفاً به خاطر پول انجام دهی؟

متأسفانه ایدهها و تنظیمهای خیلی خوبی را به خاطر بی‌پولی با قیمت پایین به آدم‌هایی دادم که اصلاً نمی‌دانستند  احساس یعنی چه! مجبور بودم و کاری نمیتوانستم انجام دهم. من دنبال پول بودم و پول هم پیش کسانی بود که اغلب آنها استعداد نداشتند. یک معادله عجیبی وجود دارد؛ آن هم اینکه اگر پول داشته باشید ده درصد استعداد دارید و اگر پول نداشته باشید استعداد بالایی دارید!
 

  • * الان این‌طور نیست؟
 در حال حاضر اول صدا را گوش میکنم و اگر آن را تأیید کنم، با او جلسه می‌گذارم. اما اگر استعداد واقعی پیدا کنم،  بدون اینکه پولی از او بگیرم، مدیریت هنری کارهایش را انجام می‌دهم و وقتی به بازدهی رسید، درصد میگیرم.

 


من تنظیمکننده گرانی هستم چون یک تنظیم را می‌بافم

 

  • * یک نکته جالب درباره تو این است که به نظر میرسد مسعود جهانی به شکل جدی دنبال برندسازی برای خودش است. یعنی علاوه بر ذکر اسم خودت در انتهای کارها، از عکست روی کاور هم استفاده میشود. نکته بعدی اینکه در کاور چند اثر نام تو و خواننده به عنوان کسانی که با هم «فیت» داده‌اند نوشته شده بود. واژه «فیت» معمولاً برای کارهای دو صدایی به کار میرود تو چرا از این عبارت استفاده میکنی؟

سال‌ها با برندهای دیگر کار کرده‌ام تا اسم مسعود جهانی را برند کنم و حالا می‌خواهم از اسم مسعود جهانی، دیگران را برند کنم. منظور من هم از عبارت فیت، فیت تنظیمی است. به این معنا که تنظیمکننده نمیخواند ولی پا به پای شما پیش می‌آید و با یک تنظیم معمولی تفاوت دارد.
 

  • * خیلیها میگویند مسعود جهانی این کار را میکند تا قیمت خودش را بالا ببرد.

من در حال حاضر خیلی کم سفارش تنظیم قبول میکنم. شما اگر تنظیمکننده باشید، قاعدتاً ترجیح می‌دهید روی یک نفر کار کنید و وقت بگذارید و پس از چند ماه از او چند ده میلیون سود بدست بیاورید تا اینکه بخواهید صرفاً یک تنظیم بزنید و چند میلیون کسب کنید. اگر خواننده‌ای که  استعداد دارد را برند کنید، بهتر است تا صرفاً یکی دو آهنگ با یک خواننده پولدار کار کنید.
 

  • * مسعود جهانی تنظیمکننده گرانی است؟

بله من تنظیمکننده گرانی هستم چون یک تنظیم را می‌بافم. به مشتری هم میگویم که میتوانم کپی کنم یا این‌که میتوانم یک تنظیم مخصوص خودت طراحی کنم. آهنگ‌های زیادی تاکنون با تنظیم من منتشر شده ولی اسمم روی آنها نیست چون همان کارهای کپی هستند که مشتری خواسته با وقت و هزینه کمتر برایش بسازم و طبیعتاً کیفیت مدنظر خودم در چنین قطعاتی وجود ندارد. اما هیچ وقت در تنظیم کم نمیگذارم و حتی آن کارهایی که کیفیت مدنظر خودم را هم ندارند، بد نمی‌شوند‌. از سوی دیگر با برخی آدم‌ها هم کلاً کار نمیکنم و رُک می‌گویم که استعداد خوانندگی نداری و بهتر است کار دیگری انجام دهی.
 

درد مشترک همه تنظیمکنندهها این است که چرا با کارهای ما زندگی خوانندهها عوض شده ولی زندگی ما عوض نشده؟

 

  • * خودت به فکر خواننده شدن نیستی؟ چون اغلب تنظیمکنندههایی که خواننده شدهاند میگویند ما کارهایی داریم که دیگران نمی‌توانند بخوانند و به همین دلیل خودمان  آنها را میخوانیم.

دلیلش این نیست. من هم چنین فکری داشتم و میتوانستم خودم هم آلبوم منتشر کنم ولی به سراغ یک خواننده دیگر رفتم. درد مشترک همه تنظیمکنندهها این است که چرا با کارهای ما زندگی خوانندهها عوض شد هولی زندگی ما عوض نشده؟ من هم چنین نگرانی داشتم و برای همین هوروش بند را تشکیل دادم. اگر سمت خوانندگی میرفتم، کاراکتر خودم را خراب میکردم.
 

  • * اگر بخواهی خودت را نقد کنی، الان که به کارنامه کاری‌ات نگاه میکنی چه کارهایی هستند که فکر می‌کنی هیچ وقت نباید آنها را می‌ساختی؟ یا بالعکس، بابت چه تنظیمهایی به خودت افتخار می‌کنی؟

راستش خیلی از کارها بودند که دوست نداشتم انجام دهم و ترجیح می‌دهم درباره آنها چیزی نگویم. درباره بخش دوم سوال هم باید بگویم که قطعه «به کی پُز میدی؟» تنها آهنگی بود که من را با زندگی جدید آشنا کرد.
 

ما پروژههای خوبی با محمد علیزاده خواهیم داشت که فعلاً نمیتوانم جزئیات آنها را بگویم، البته قرار است یک سری کار بازاری هم با یکدیگر داشته باشیم. تیتراژ ماه عسل شروع یک داستان مفصل با محمد علیزاده بود. در کارهای تیتراژی، یک‌مقدار دستتان بسته است ولی وقتی کاری مختص خودتان باشد شرایط فرق میکند. در کل برای سال 96 برنامههای زیادی دارم؛ میخواهم امسال جشن سالانه «موسیقی ما»، جشنواره موسیقی فجر و جشنواره فیلم فجر را فتح کنم.
 

من عاشق موسیقی سنتی‌ام و به فکر کار با خوانندههای موسیقی سنتی و تلفیقی هم هستم. همچنین صدای علی زندوکیلی را خیلی دوست دارم و به نظرم خواننده خوبی است. درباره هوروش بند هم بگویم که برای کارهای این گروه، به خارج از ایران هم فکر می‌کنم. آرتیست جدید امسال من هم مهدی آذر خواهد بود؛ موسیقی خوب و با کیفیت حق مردم ما است.

[ad_2]

لینک منبع

بلیت‌های کنسرت بابک جهانبخش زودتر از موعد فروخته می‌شود

[ad_1]

برای اجرای 23 و 24 مرداد او در سالن میلاد

بلیت‌های کنسرت بابک جهانبخش زودتر از موعد فروخته می‌شود

موسیقی ما – «بابک جهانبخش» پس از مدت‌ها که درگیر تولید آثار جدید و تور کنسرت‌هایش بود 23 و 24 مرداد در تهران روی صحنه می‌رود. این برنامه در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی و به همت شرکت «اکسیر نوین» به مدیریت «محمدرضا خانزاده» برگزار خواهد شد. اما فروش بلیت‌های این برنامه زودتر از موعد آغاز شده است. آن دسته از دوستداران موسیقی و طرفداران بابک جهانبخش که تمایل دارند زودتر از سایرین بلیت‌های این برنامه را تهیه کننده می‌توانند در قسمت باشگاه هواداران اکسیر در سایت «اکسیر کنسرت» عضو شوند. این قابلیت جدید و رایگان چندی پیش فعال شد و آن دسته از مخاطبانی که مایل به خرید زودتر از موعد بلیت‌های این سایت باشند می‌توانند فرم عضویت در باشگاه اکسیر کنسرت را تکمیل کنند.
 
قرار است جدیدترین کنسرت بابک جهانبخش با قطعات جدید برگزار شود. این خواننده چندی پیش تک‌آهنگ «دیوونه جان» را منتشر کرد و قرار است چند اثر دیگر صوتی و موزیک ویدئو را هم تا پیش از کنسرت مردادماه به دوستدارانش ارائه کند. 

منبع: 

سایت موسیقی ما

[ad_2]

لینک منبع

موسیقی مذهبی انسان را به اصل خویش می‌خواند

[ad_1]

در ارتباط با موسیقی مذهبی باید گفت که این ژانر از موسیقی، ریشه در اعتقادات دینی و مذهبی مردم دارد و معمولا منشاء آن وقایع و شخصیت‌های دینی است و با الهام از این رخداد‌ها و شخصیت‌های دینی ساخته شده، خوانده و اجرا می‌شود. تعریف موسع از موسیقی مذهبی آن است که انسان را به سوی اصل خویش و به سوی خدا می‌خواند و درون انسان را به لرزه درمی­‌آورد و او را به تفکر وا می‌­‌دارد.

به نظرم اگر موسیقی‌ای این ویژگی­‌ها را نداشته باشد، نباید آن را موسیقی مذهبی قلمداد نمود. در این میان، شعر نقش اساسی دارد و باید به محتوا و مفهوم آن توجه کرد. باید اذعان داشت که مذهب و مناسبت‌های مذهبی، یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ و اشاعه موسیقی در جهان است. ادعیه و اذکار آهنگینی که در مساجد و سایر اماکن مذهبی در دنیا مانند کلیسا‌ها یا در جلسات مذهبی و جلسات خود‌شناسی خوانده می‌شوند، از این دسته­‌اند.

باید توجه داشت که موسیقی مذهبی، صرفا موسیقی عزا و سوگواری نیست. طیفی از موسیقی را می‌توان جزو موسیقی مذهبی برشمرد. در ایران این موسیقی در قالب نیایش‌ها، سوگچامه‌ها، تواشیح، تعزیه، شبیه‌خوانی، مولودی­‌خوانی و… اجرا می‌شود. تلاوت‌های قرآن و سایر کتب آسمانی و ادعیه با صوت زیبا و موسیقایی نیز شاهدی بر جایگاه والای موسیقی در ادیان مختلف است. برخی از این انواع موسیقی پیش از اسلام هم در فرهنگ ایرانی وجود داشته است که با ظهور اسلام بخشی از آن در دل مراسم و مناسبت‌های مذهبی مانند ایام شهادت و ایام ولادت پیامبر (ص) و ائمه (ع) و در قالب روضه­‌خوانی و مولودی­‌خوانی ظهور و بروز بیشتر یافته است.

همچنین موسیقی مذهبی در ایران بر مبنا و اساس موسیقی ردیف دستگاهی اجرا می‌­‌شود. ما در موسیقی ردیف دستگاهی هم گوشه­‌هایی داریم که نام آن­‌ها نشانگر حوزه مذهب است، مانند گوشه‌های حسینی و رضوی در شور، راز و نیاز در همایون، روح‌الارواح در بیات ترک.

در این میان، هنرمندان نقش تعیین‌کننده و خطیری دارند. هنرمند باید در حد توان و قابلیت خویش و با استفاده از هر ابزار و روش موثر و قوه خلاقانه خود، برای حفظ و مستندسازی این مفاهیم و انتقال فرهنگ و میراث معنوی به آیندگان تلاش کند. مانند آثار خلق‌شده توسط استاد فرشچیان با به تصویر کشیدن واقعه کربلا، استاد جواد معروفی با آهنگسازی و پرداخت ملودی عاشورایی، استاد شهریار با شعر «علی‌ای همای رحمت» و…

قطعا بهره­مندی از موسیقی برای انتقال این فرهنگ غنی و میراث معنوی و مفاهیم ارزشمندی چون آزادگی و شجاعت امام حسین (ع)، عظمت واقعه عاشورا و رخدادهای دینی و مذهبی، بسیار موثر خواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

اجرای هادی منتظری و حسین علیشاپور در شب آواز ایرانی

[ad_1]

موسیقی ما – هادی منتظری (نوازنده نامی کمانچه) و حسین علیشاپور (خواننده)، شنبه ۳۱ تیرماه در بیستمین شب آواز ایرانی به اجرای برنامه خواهند پرداخت.  بیستمین شب آواز ایرانی، شنبه، ۳۱ تیرماه، با حضور استادان و هنرمندان عرصه آواز و موسیقی ایرانی، ساعت ۱۸ در تالار سوره حوزه هنری برگزار می‌شود، که در این برنامه، هادی منتظری و حسین علیشاپور به اجرای برنامه می‌پردازند.

هادی منتظری دارای نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد است. وی فراگیری موسیقی را نزد محمود مرآتی آغاز کرد و پس از آشنایی با محمدرضا لطفی و به پیشنهاد او، در کنار نواختن ویلون، کمانچه نوازی را نیز فرا گرفت. منتظری از وجود استادان بزرگی چون نورعلی خان برومند، جواد معروفی، مهدی برکشلی، محمدتقی مسعودیه، احمد پژمان، علی تجویدی، داریوش صفوت، محمدرضا لطفی و علی اصغر بهاری بهره برده است.

این نوازنده نامدار کمانچه همچنین با خوانندگانی نامی چون محمدرضا شجریان، علیرضا افتخاری، شهرام ناظری، عبدالحسین مختاباد و صدیق تعریف همکاری داشته است.

حسین علیشاپور، ردیف موسیقی آوازی را نزد صدیف تعریف فرا گرفت. سپس به محضر زنده یاد استاد سید نورالدین رضوی سروستانی راه یافت و به تکمیل آموخته‌های خود در زمینه ردیف موسیقی پرداخت. او در ادامه مسیر هنری خود، نزد استادانی چون منوچهر همایون‌پور، حسین عمومی و محسن کرامتی کسب فیض کرده است. او در این برنامه به همراه استاد هادی منتظری (نوازنده کمانچه) به اجرای آواز خواهد پرداخت.

از بخش‌های دیگر بیستمین شب آواز ایرانی، می‌توان به اجرای آواز علی اصغر فروزانفر به همراه محمود نوذری (نوازنده سنتور) در مایه بیات ترک با استفاده از اشعار رهی معیری اشاره کرد.

علی اصغر فروزانفر متولد ۱۳۵۷ شهر کرج آواز را زیر نظر اساتیدی چون ملک بابایی، صدیق تعریف، علی رستمیان، حمیدرضا نوربخش آغاز کرده است و از محضر استاد شجریان نیز در ورک شاپ آواز در تالار رودکی بهره برده است. وی آموخته‌های خود را زیر نظر استاد محمدرضا لطفی در نوازندگی تار و آواز با شرکت در کلاسهای تحلیل ردیف و تلفیق شعر و موسیقی تکمیل کرده است. کسب رتبه بر‌تر موسیقی دانشجویی کشوری در سال ۱۳۷۸، همکاری با صدا و سیمای البرز از سال ۸۸ تا ۹۵ و اجرای کنسرتهایی به همراه گروه‌های نی داوود، نغمه، جلوه و سارنگ از جمله فعالیت‌های مهم هنری فروزانفر به شمار می‌آید.

محمود نوذری متولد ۱۳۶۱ شهر تهران، نیز نزد اساتیدی چون پشنگ کامکار و اردوان کامکار نوازندگی را آموخته است. از جمله فعالیت‌های هنری نوذری می‌توان به نوازندگی در ارکس‌تر جوانان وزیری به سرپرستی استاد کیوان ساکت ۷۸ تا ۸۱، گروه مستان و همای از ۸۶ تا کنون، گروه تال و استاد فرج علیپور از ۹۵ تا کنون، اجرای اپرای «موسی و شبان» در تالار والت دیزنی به همراه ارکس‌تر لس انجلس به رهبری شهرداد روحانی، اجرای اپرای عشق و عقل و آدمی در بلژیک آلمان انگلیس با ارکس‌تر بلژیک به رهبری وال‌تر پروست وکسب سه مقام اول و دو مقام دوم در جشنواره موسیقی جوان در سال‌های ۷۴ تا ۸۰ اشاره کرد.

در این نشست ماهانه که با هدف تجلیل از پیش‌کسوتان آواز ایرانی، کشف و معرفی چهره‌های جدید شکل گرفته است؛ هنرمندان دیگری نیز اجرا خواهند داشت که علاقه مندان برای اطلاع از سایر بخش‌های برنامه می‌توانند‌ به اخبار تکمیلی در وب‌سایت مرکز موسیقی حوزه هنری به نشانی www. musicenter.ir مراجعه کنند.

گفتنی است علاقه‌مندان برای تماشای برخط بیستمین شب آواز ایرانی می‌توانند‌ به وب‌سایت موسسه حام به نشانی www.e-haam.ir مراجعه کنند.

بیستمین شب آواز ایرانی به همت مرکز موسیقی و موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر شنبه ۳۱ تیر‌ماه ساعت ۱۸ در تالار «سوره» حوزه هنری واقع در خیابان سمیه نرسیده به حافظ برگزار می‌شود. ورود برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

[ad_2]

لینک منبع

کنسرت-نمایش «سی» برای سه شب دیگر تمدید شد

[ad_1]

با استقبال خوب علاقه‌مندان

کنسرت-نمایش «سی» برای سه شب دیگر تمدید شد

موسیقی ما – کنسرت- نمایش «سی» کاری از «همایون شجریان» و «سهراب پورناظری» برای روزهای 23 و 26 و 27 مردادماه  تمدید شد و فروش بلیت آن از ساعت 21 امشب و از طریق سامانه‌ی ایران کنسرت انجام می‌شود.

این پروژه از پانزدهم مرداد در مجموعه‌ فرهنگی و هنری سعدآباد روی صحنه می‌رود. «سی» کاری از همایون شجریان و سهراب پورناظری است که بر اساس سه داستان از داستان‌های شاهنامه – زال و رودابه، رستم و اسفندیار و رستم و سهراب- با نویسندگی نغمه ثمینی و کارگردانی اصغر دشتی روی صحنه می‌رود. «سی» با نگاه امروزی سه داستانِ نامه‌ی باستان را روایت می‌کند.

این برنامه به تهیه‌کنندگی موسسه‌ دل‌آواز و بارانا و با همراهی شرکت سامسونگ برگزار می‌شود. پیش از این، کنسرت- نمایش «سی» در روز 25  مرداد ماه در سایت می‌.ر.سی تمدید شده است.

[ad_2]

لینک منبع